غزل شمارهٔ 787

Toggle stanza 1
خط‌خوبان هم‌،حریف طبع وحشت‌پیشه نیست
1

خط‌خوبان هم‌،حریف طبع وحشت‌پیشه نیست

تخم شبنم، از رگ‌گل‌، در طلسم ریشه نیست

2

پیری‌ام‌، راه فنا، بر زندگی هموارکرد

بیستون عمر را، جز قامت خم‌، تیشه نیست

3

دستگاه معنی ن‌ازک‌، سخن را، پور است

جوهر این تیغ‌، جز پیچ و خم اندیشه نیست

4

پای در دامن‌کشیدن نشئهٔ جمعیت است

بادهٔ ما را، چو شبنم‌، احتیاج شیشه نیست

5

ساز هستی یک قلم آماده برق فناست

مشت‌خاشاکی‌،‌که نتوان‌سوختن‌، در بیشه‌نیست

6

آب‌گردیدیم‌، به هرگل‌که چشمی دوخیتم

شبنم ما را، به غیر ز خودگدازی پیشه نیست

7

دل ز مقصد غافل و آنگاه لاف جستجو

شرم‌دار از معنی لفظی که در اندیشه نیست

8

پیکرخم‌گشته انشا می‌کند موی سفید

موج جوی شیر بی‌امداد آب‌تیشه نیست

9

از سرافتاده پا برجاست بنیادم چو شمع

نخل تسلیم مر غیرازتواضع ریشه نیست

10

بیدل از خویشان نمی‌باید اعانت خواستن

مومیایی چاره‌فرمای شکست شیشه نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور