Toggle stanza 1
تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف
1

تحقیق را به ما و من افتاده اختلاف

در هیچ حال با نفس آیینه نیست صاف

2

هم‌صحبتان به بازی شطرنج سرخوشند

تا نگذرد مزاج نفاق از سر مصاف

3

یاران اگر لبی به تامل رسانده‌اند

خمیازه خورده است گره درکمین لاف

4

لطف معانی از لب هذیان نوا مخواه

چون پاس آبرو ز دم تیغ بی غلاف

5

پیوندها به روی گسستن گشوده‌اند

گو وهم‌، تار و پود خیالات ننگ باف

6

چون مو سپید شد سر دعوا به خاک دزد

این برف پنبه‌ای‌ست اشارتگر لحاف

7

دیدی هزار رنگ و نشد رمزی آشکار

ای صاحب دماغ نه‌ای شخص موشکاف

8

آخر همه به نشئهٔ تحقیق می‌رسیم

پیداست تا دماغ پس و پیش و دردو صاف

9

بی‌یار زیستن ز تو بیدل قیامت است

جرمی نکرده‌ای که توان کردنت معاف

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور