غزل شمارهٔ 205
Toggle stanza 1ای جگرها داغدار شوق پیکان شما
11
ای جگرها داغدار شوق پیکان شما
چاکهای دل نیام تیغ مژگان شما
22
از شکستِ کارها آشفتهحالان نسخهایست
دفتر آشوب یعنی سنبلستان شما
33
شعله در جانی که خاکِ حسرت دیدار نیست
خاک در چشمی که نتوان بود حیران شما
44
از هجوم اشک بر مژگان گهرها چیدهایم
در تمنای نثار لعل خندان شما
55
یارب این خال است یا جوشِ لطافتهای حُسن
مینماید دانهای سیب زنخدان شما
66
تا قیامت جوهر و آیینه میجوشد به هم
از غبارم پاک نتوان کرد دامان شما
77
پیکر من از گداز یأس شد آب و هنوز
موج میبالد زبان شکر احسان شما
88
کی بود یارب که در بزم تبسمهای ناز
چشم زخمم سرمه گیرد از نمکدان شما
99
یک سرِ مو خالی از پروازِ شوخی نیست حسن
صد نگه خوابیده در تحریک مژگان شما
1010
با شکست زلف نتوان اینقدر پرداختن
رنگ ما هم نسبتی دارد به پیمان شما
1111
کوشش ما پای خوابآلودهٔ
دامان ماست
جز شما سر بر نیارد از گریبان شما
1212
بیدلِ آشفتهٔ ما بوی جمعیت نبرد
تا به کی در حلقهٔ زلف پریشان شما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما
آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 12
چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
ای جوانان عجم جان من و جان شما
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 57
شور صد صحرا جنونگرد نمکدان شما
ای قیامت صبحخیز لعل خندان شما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 206
ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما
کارهای مشکل آفاق آسان شما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 207

