غزل شمارهٔ 285
Toggle stanza 1نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرها
11
نگردد همت موجم قفسفرسودِ گوهرها
به رنگ دود در توفانِ آتش میزنم پرها
22
زبان خامهٔ من زخمهٔ سازِ که شد یارب
که خط پرواز دارد چونا صدا از تار مسطرها
33
خطی در جلوه میآید ز لعل میپرست او
سزد گر آشنای سرمه گردد چشم ساغرها
44
به رنگ غنچهٔ خونبستهٔ دلهای مشتاقان
ز سودای خطش بر دود دل پیچیده دفترها
55
تماشا مایل رقص سپند کیست حیرانم
نگاه سرمهآلود است دود چشم مجمرها
66
اگر طالع بهکام توست منشین ایمن از مکرش
ز گردون زهر در زیر نگین دارند اخترها
77
طمع از سعی بیحاصل عرقریزست زین غافل
که خاک عالمی گل میکند از آب گوهرها
88
اگر مهر قناعت بازگیرد پرتو احسان
چو شبنم آبروی مایه برمیدارد از درها
99
به ترک آرزوها کوش اگر آسودگی خواهی
شکست رنگ این تب نیست بیایجاد بسترها
1010
به فکر غارت دل آسمان بیهوده میگردد
بر این ویرانه میبیزد نفس هم گرد لشکرها
1111
توان از گردش چشم حباب این نکته فهمیدن
که غفلتپرده سرهای بیمغزند افسرها
1212
چو شبنم کشتی ما مانده در گرداب رنگ گل
نسیمی نیست تا زین ورطه برداریم لنگرها
1313
ز موج انفعال محرمان آواز میآید
که اینجا از نم یک جبهه میریزند کوثرها
1414
مجو بیدل علاج سرنوشت از گریهٔ حسرت
به موج باده دشوار است شستن خط ساغرها
زمین

