Toggle stanza 1
صبح است و دارد آن‌گل در سر هوای نرگس
1

صبح است و دارد آن‌گل در سر هوای نرگس

از چشم ما بریزید آبی به پای نرگس

2

ابر و بهار اقبال امروز سایهٔ کیست

گل‌کرد تاج برسر بال همای نرگس

3

آب وگل تعین این دلکشی ندارد

رنگ شکستهٔ‌ کیست طرف بنای نرگس

4

هم چشم نوبهارم خوابم چه احتمال است

دارد غنودن اما تا غنچه‌های نرگس

5

بی‌انتظار نتوان از وصل‌کام دل برد

گل می‌رسد درین باغ یکسر قفای نرگس

6

حیرت برون این باغ راهی نمی‌گشاید

هرچند رسته باشد چشم از عصای نرگس

7

ما را به‌این دو دم عیش با چتر گل چه‌کار است

همسایهٔ خزانیم زبر لوای نرگس

8

اقبال اوج گردون گر می‌گشود کاری

میل زمین نمی‌کرد دست دعای نرگس

9

تقلید چند باید در جلوه‌گاه تحقیق

پامال نور شمع است رنگ لقای نرگس

10

مضمون پیش پا نیز آسان نمی‌توان خواند

صد صفر و یک الف بود عبرت‌فزای نرگس

11

چندانکه وارسیدیم رنگ خزان جنون داشت

ای‌کاش داغ می‌رست زین باغ جای نرگس

12

بیدل ز چشم مردم دور است حق‌شناسی

کوری‌ است خرمن اینجا چون‌ دستهای نرگس

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور