غزل شمارهٔ 2578
Toggle stanza 1هر چند دورم از چمن جلوهگاه او
11
هر چند دورم از چمن جلوهگاه او
میخانه است شوق به یاد نگاه او
22
دارم دلی به سینه کز افسون نرگست
فیروز نیست سرمه به روز سیاه او
33
آنجا که از اسیر تو جرأت طلب کنند
جز شرم نیستیکه شود عذر خواه او
44
خوبی ز الفت ذقنت ره به در نبرد
یوسف از آنگریخت در آغوش چاه او
55
غافل ز خط مباشکه صفهای ناز حسن
درهم شکسته است غبار سپاه او
66
در وادیی که شرم نقاهت گشوده است
بر چشم نقش پا مژه پوشد گیاه او
77
محتاج عرض نیست شکوه غرور عشق
گردون چو آستین شکند دستگاه او
88
نقش قدم نگشته مسیر نمیشود
آیینه داری سر تسلیم راه او
99
بر سرکشان چرا نفروشیم ناز عجز
ما را شکستهاند به یاد کلاه او
1010
شمعی که محو انجمن انتظار توست
آیینه بر سر مژه بندد نگاه او
1111
بیدل به یاد سرو تو در خون تپید، لیک
موزون نگشت یک الف از مشق آه او
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

