Toggle stanza 1
روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا
1
روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا
من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا
2
رنگ حنا زطبع چمن موج می‌زند
شسه‌ست گویی آن گل خودرو به باغ پا
3
سیر بهار رنگ ندارد گل ثبات
لغزد مگر چو لاله کسی را به داغ پا
4
آنجا که نقش پای تو مقصود جستجوست
سر جای موکشد به هوای سراغ پا
5
جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ
طاووس سوده است به منقار زاغ پا
6
با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر
روز سوار، شب کند اسب چراغ پا
7
یک گام اگر ز وهم تعلق گذشته‌ای‌
بیدل درازکن به بساط فراغ پا

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور