غزل شمارهٔ 2598

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بر شعله تا چند نازیدن‌کاه
1

بر شعله تا چند نازیدن‌کاه

در دولت تیز مرگی‌ست ناگاه

2

صد نقص دارد ساز کمالت

چندین هلال است پیش و پس ماه

3

در فکر خویشیم آزادگی کو

ما را گریبان افکنده در چاه

4

یارب چه سحر است افسون هستی

از هیچ بودن‌کس نیست آگاه

5

بر غفلت خلق خفت مچینید

منظور نازست آیینهٔ شاه

6

دل صید عشق است محکوم‌ کس نیست

الحکم لله و الملک (لله)للاه

7

عمری تپیدیم تا خاک گشتیم

فرسنگها داشت این یک قدم راه

8

از صبح این باغ شبنم چه دارد

جز محمل اشک بر ناقهٔ آه

9

بر طبع آزاد ظلمست الفت

تا عمر باقیست عذر از نفس خواه

10

ای ناله خاموش در خانه‌کس نیست

یک حرف گفتیم افسانه کوتاه

11

بیدل چه گویم از یأس پیری

چون شمعم از صبح روز است بیگاه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور