غزل شمارهٔ 2598
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1بر شعله تا چند نازیدنکاه
11
بر شعله تا چند نازیدنکاه
در دولت تیز مرگیست ناگاه
22
صد نقص دارد ساز کمالت
چندین هلال است پیش و پس ماه
33
در فکر خویشیم آزادگی کو
ما را گریبان افکنده در چاه
44
یارب چه سحر است افسون هستی
از هیچ بودنکس نیست آگاه
55
بر غفلت خلق خفت مچینید
منظور نازست آیینهٔ شاه
66
دل صید عشق است محکوم کس نیست
الحکم لله و الملک (لله)للاه
77
عمری تپیدیم تا خاک گشتیم
فرسنگها داشت این یک قدم راه
88
از صبح این باغ شبنم چه دارد
جز محمل اشک بر ناقهٔ آه
99
بر طبع آزاد ظلمست الفت
تا عمر باقیست عذر از نفس خواه
1010
ای ناله خاموش در خانهکس نیست
یک حرف گفتیم افسانه کوتاه
1111
بیدل چه گویم از یأس پیری
چون شمعم از صبح روز است بیگاه
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

