غزل شمارهٔ 222
Toggle stanza 1تا دربنگلزار چون شبنمگذر داریم ما
11
تا دربنگلزار چون شبنمگذر داریم ما
بادهای در جام عیش از چشم تر داریم ما
22
سهل نبود در محیط دهر پاس اعتبار
آبرویی چونگهر همراه سر داریم ما
33
چون صداهرچند در دامقس واماندهایم
از شکست خاطر خود بال وپر داریم ما
44
کی به سیلگفتگو بنیاد ماگیرد خلل
کوه تمکین خانهای ازگوشکر داریم ما
55
کس بهتیغ سرکشی باما نمیگردد طرف
اززمینگیری چو نقش پا سپر داریم ما
66
شعلهٔ ما فال خاکستر زد و آسوده شد
ای هوس بگذر، سری درزیرپر داریمما
77
رنگما از خاکساری برنمیدارد شکست
چون علم،گردی ز میدان ظفر داریم ما
88
از دل گرمی توان درکاینات آتش زدن
ساز چندینگلخنیم ویک شرر داریم ما
99
نالهرا ای دل بهبادغم مدهاین رشتهایست
کزپی شیرازهٔ لخت جگر داریم ما
1010
فتنهها از دستگاه زندگیگل کردنیست
از نفس، صبح قیامت در نظر داریم ما
1111
میرسیم آخر همان تا نقش پای خود چوشمع
گر سراغ رنگهای رفته برداریم ما
1212
بیدل اندر جلوهگاه چین ابروی کسی
کشتی نظاره در موج خطر داریم ما
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
از غبار کاروان چون چشم برداریم ما؟
چون مه کنعان عزیزی در سفر داریم ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 270
شیوه های چشم او را در نظر داریم ما
مو به مو زان جنبش مژگان خبر داریم ما
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 271
بسکه از ساز ضعیفیها خبر داریم ما
چنگ میگردیم اگر یک ناله برداریم ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 221
حیرت دیدار سامان سفر داریم ما
دامن آیینه امشب برکمر داریم ما
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 223

