غزل شمارهٔ 483
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1ز شور حیرت من گوش عالمی باز است
11
ز شور حیرت من گوش عالمی باز است
نگه به پردهٔ چشمم هجوم آواز است
22
درین طربکده شوق ذره تا خورشید
به هرچه مینگری با نگاهگلباز است
33
به مرگ، حسرت دیدار، کم نمیگردد
نگه به بستن مژگان تمامانداز است
44
دل از غبار بپرداز و جلوه سامان کن
صفای خانهٔ آیینه عالم ناز است
55
شمار شوق گر از ذکر مدعا باشد
هجوم اشک اسیران ز سبحه ممتاز است
66
توبی که بیخبری ازگداز دل ورنه
بهذوق خون جگر سنگ هم جگرساز است
77
نگاهدار عنان امل اگر مردی
سوار عمر به کمفرصتی گروتاز است
88
شنیدنیست سرانجام کار دیدنها
نگه به گوش بدل کن که عالم آواز است
99
شکستهبالی و پرواز جز تحیر نیست
ز رنگ اگر همه افسردن آید اعجاز است
1010
کدام ناله که از جیب دل نمیبالد
طلسم بیضه دماغ هزار پرواز است
1111
فریب شعبده زندگی مخور بیدل
به پرده نفست، وهم، ریسمان باز است
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

