غزل شمارهٔ 1624
Toggle stanza 1خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
11
خاک شد رنگ تنزه گل آثار دمید
جوهر آینه واسوخت که زنگار دمید
22
دل تهی گشت ز خود کون و مکان دایره بست
نقطه تا صفر برآمد خط پرگار دمید
33
دیدهٔ بسته گشاد در تحقیقی داشت
مژه برداشتم و صورت دیوار دمید
44
تخم دل اینقدر افسون امل بار آورد
سبحهای کاشته بودم همه ز نار دمید
55
چشم حیران چقدر چشمهٔ معنی اثر است
آب داد آینه چندان که خط یار دمید
66
هر کجا ریخت وفا خون شهید تو به خاک
سبزه همچون رگ یاقوت جگردار دمید
77
نفس سوخته مشق ادب ازخط تو داشت
نالهٔ ما به قد سبزه ز کهسار دمید
88
وضع بیساختهٔ سایه کبابم دارد
به تکلف نتوان اینهمه هموار دمید
99
اثر فیض ز معدومی فرصت خجل است
صبح این باغ نفس در پس دیوار دمید
1010
فرصت ناز شرار، آینهٔ عبرت ماست
زین ادبگاه نبایست به یکبار دمید
1111
باز اندیشهٔ انشای که داری بیدل
که خط ازکلک تو چون ناله زمنقار دمید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

