Toggle stanza 1
امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست
1

امروز دور صحبت وقف ستم ایاغی‌ست

قلقل ترنگ میناست از بسکه نشئه باغی‌ست

2

الزام و انفعال است شرط وفاق احباب

دلبستگی‌که دارند با یکدگر جناغی‌ست

3

از طبع نکته‌سنجان انصاف‌کرده پرواز

از بسکه خرده‌گیرند تحسینشان‌کلاغی‌ست

4

در دوستان شکایت هنگام گرم دارد

هرجاخموشیی‌هست‌از شکوه‌بی‌دماغی‌ست

5

نی دل حضور دارد، نی دیده نور دارد

سامان این شبستان کوری و بی‌چراغی‌ست

6

تا دل الم نچیند ازکینه محترز باش

گر تلخی از حلاوت‌گل‌کرد میوه داغی‌ست

7

مشکل دماغ سودا آزادگی نخواهد

داغ هوای صحراست هرچند ‌لاله باغی‌ست

8

زین جستجوی باطل بر هرچه وارسیدم

دیدم به دوش انفاس بار عدم سراغی‌ست

9

بیدل من جنون‌کش درحسرت دل جمع

ازهرکه‌چاره‌جستم‌گفت‌این‌مرض‌دماغی‌ست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور