غزل شمارهٔ 1452

Toggle stanza 1
نظم امکانی کجا ضبط روانی می‌کند
1

نظم امکانی کجا ضبط روانی می‌کند

کوه هم گر پا فشارد سکته‌خوانی می کند

2

زین من و ما چون شرار کاغذ آتش‌زده

اندکی دامن فشاندن گل‌فشانی می‌کند

3

خلق از آغوش عدم نارسته می‌جوید فراغ

بی‌نشانی هم تلاش بی‌نشانی می‌کند

4

ذوق خودداری ز ما جز پستی همت نخواست

خاک اگر تمکین نچیند آسمانی می‌کند

5

این بلند و پست کز گرد نفس‌ گل‌ کرده است

تا کسی از خود برآید نردبانی می‌کند

6

عجز پر بی‌پرده است اما درشتی‌های طبع

مغز بی‌ناموس ما را استخوانی می‌کند

7

از تعین چند مهمان فضولی زیستن

خاکساری بیش از اینت میزبانی می‌کند

8

آسمان دوش خمی دارد که بارش عالم است

کار صد قدرت همین یک ناتوانی می‌کند

9

بر دل ما کس ندارد یک تبسم التفات

زخم اگر می‌خندد اینجا مهربانی می‌کند

10

در حدیث عشق تن زن از مقالات هوس

لکنت تقریر تفضیح معانی می‌کند

11

زین همه اسباب‌ کز دنیا و عقبا چیده‌اند

هرچه برداریم غیر از دل گرانی می‌کند

12

بیدل آخر مدعای شوق پرواز است و بس

بی‌پر و بالی دو روزم آشیانی می‌کند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور