غزل شمارهٔ 2801

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: هاتف علوی
Toggle stanza 1
به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی
1
به نمو سری ندارد گل باغ‌ کبریایی
ندمیده‌ای به رنگی که بگویمت‌ کجایی
2
پی جستجوی عنقا به کجا توان رساندن
نه سراغ فهم روشن نه چراغ آشنایی
3
ره دشت عشق و آنگه من‌ گشته گم درین ره
به سر چه خار بندم الم برهنه‌پایی
4
زده آفتاب و انجم به قبول بارگاهت
ز سر بریده بر سر گل طالع‌آزمایی
5
سر ریشه‌ام ندانم به کجا قرار گیرم
ته خاک هم نیاسود گل باغ خودنمایی
6
ز شکوه‌ ملک صورت سر برگ و بارم این بس
که ز خاک اهل معنی‌ کنم آبرو گدایی
7
همه تن چو سایه رنگم به صفا چه نسبت من
مگرم زنند صیقل به قبول جبهه‌سایی
8
من بیخبر کجایم که در دگر گشایم
ز تو آنچه وانمایم تویی آنکه وانمایی
9
ز جهان رمیدم اما نرهیدم آنقدرها
که هنوز همچو صبحم قفسی‌ست با رهایی
10
خرد فسرده‌جولان چه دهد سراغ عرفان
بدرد مگر گریبان ز جنون نارسایی
11
چه شگرف دلربایی‌، چه قیامت آشنایی
نه ز ماست عالم تو نه تو از جهان مایی
12
بم و زیر ساز امکان به ادبگه ثنایت
عرقی دمانده بیرون ز جبین ترصدایی
13
به صد انجمن من و ما سر و برگ ماست‌ یکتا
همه موج یک محیطیم همه خلق یک خدایی
14
به محیط عشق یا رب به چه آبرو ببالیم
چو حباب‌ کرده عریان همه را تنک‌ردایی
15
ز وصال مهر تابان چه رسد به سایه بیدل
روم از خود و تو گردم‌ که تو در کنارم آیی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

برسد وصال دولت بکند خدا خدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2837

بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی

صنما بلی ولیکن تو نشان بده کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2839

منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی

مفروش خویش ارزان که تو بس گران بهایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2840

تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی

دو جهان به هم برآید چو جمال خود نمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2853

برسید لک لک جان که بهار شد کجایی

بشکفت جمله عالم گل و برگ جان فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2854

صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی

که چه طاقت است جان را چو تو نور خود نمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2856

خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی

چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 505

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی

چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 295

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور