غزل شمارهٔ 348
Toggle stanza 1کیفیت هوای که دارد سر حباب
11
کیفیت هوای که دارد سر حباب
ما را ز هوش برد می ساغر حباب
22
هرکس به رمز بیضهٔ عنقا نمیرسد
چیزی نهفتهاند به زیر پر حباب
33
درکارگاه دل به ادب باش و دم مزن
پر نازک است صنعت میناگر حباب
44
پوشیده نیست صورت بنیاد زندس
آیینه بستهاند به بام و در حباب
55
اقبال هیچ وپوچ جهان ننگ همت است
دریا چه سرکشی کند از افسر حباب
66
هرسوهجوم روی تنگگرد میکند
این عرصه راکهکرد پر از لشکر حباب
77
هرقطره زین محیط به موجگهررسد
ما جامه میکشیم هنوز از بر حباب
88
از هر غمی به جام تسلی نمیرسیم
دریا نمودهاند به چشم تر حباب
99
مرهونگوشهٔ ادبم هرکجا روم
پای به دامن است همان رهبر حباب
1010
کو فرصتیکه فکر سلامتکندکسی
آه از سوادکشتی بیلنگر حباب
1111
سحر است بیدل این همه سختیکشیدنت
سندانگرفتهای به سر از پیکر حباب
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

