Toggle stanza 1
به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدم
1

به صد وحشت رفیق آه بی تاثیر گردیدم

ز چندین رنگ جستم تا پر این تیر گردیدم

2

به دوش شعله چندین دود بست امید خاکستر

به صبحی تا رسم مزدور صد شبگیر گردیدم

3

براین خوان هوس از انفعال ناگوارایی

به هر جا نعمتی دیدم ز خوردن سیر گردیدم

4

حیا کو تا بشوید سرنوشت غم نصیبم را

که با این نقش رنج خامهٔ تقدیر گردیدم

5

غبارم را خط نارسته پنهان داشت از یادش

به گرد خاطرش گردیدم اما دیر گردیدم

6

ندیدم باریاب آستان عفو طاعت را

در جرات زدم منت کش تقصیر گردیدم

7

چو رنگم نی بهاری بود در خاطر جوش گل

به امید شکستی گرد صد تعمیر گردیدم

8

خیال دی بر امروزی‌ که من دارم شبیخون زد

جوانی داشتم تا یادم آمد پیرگردیدم

9

به ایجاد نم اشکی قیامت کرد نومیدی

کشیدم ناله‌ها تاکلک این تصویرگردیدم

10

صدای پر فشان عالم آزادی‌ام بیدل

کز افسردن غبارکوچهٔ زنجیرگردیدم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور