غزل شمارهٔ 1494
Toggle stanza 1روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
11
روزی که بی تو دامن ضعفم به چنگ بود
عکسم ز آب آینه در زیر زنگ بود
22
چون لاله زین بهار نچیدیم غیر داغ
آیینهداری نفس اظهار رنگ بود
33
پروازها به زیر فلک محو بال ماند
گردی نشد بلند ز بس عرصه تنگ بود
44
بوس کفش تبسم صبح امید کیست
اینجا همین بهار حنا گل به چنگ بود
55
در عالمی که بیخبر از خود گذشتن است
اندیشهٔ شتاب طلسم درنگ بود
66
صبری مگر تلافی آزار ما کند
مینا شکسته آنچه به دل بست سنگ بود
77
زنجیر ما چو زلف بتان ماند بیصدا
از بس غبار دشت جنون سرمه رنگ بود
88
حیرت کفیل یکمژه تمهید خواب نیست
آینه داغ سایهٔ دیوار زنگ بود
99
آهی نکرد گل که دمی از خودم نبرد
رنگ شکستهام پر چندین خدنگ بود
1010
بیدل به جیب خویش فرو برد حیرتم
چشم به هم نیامده کام نهنگ بود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

