غزل شمارهٔ 800
Toggle stanza 1بیساز انفعال سراپای من تهیست
11
بیساز انفعال سراپای من تهیست
چون شبنم ازوداع عرق جای من تهیست
22
نیرنگ عالمی به خیالم شمردهگیر
صفر ز خودگذشتهام اجزای من تهیست
33
رنگی ندارد آینهٔ مشرب فنا
ازگرد خوا دامن صحرای من تهیست
44
دل محو مطلق است چه هستیکجا عدم
از هرچه دارد اسم معمای من تهیست
55
چون صبح بالی از نفس سرد میزنم
عمریست آشیانهٔ عنقای منتهیست
66
از نقد دستگاه زیانکار من مپرس
امروز من چوکیسهٔ فردای من تهیست
77
چون پیکر حبابم از آفت سرشتهاند
از مغز عافیت سر بیپای من تهیست
88
یارب نقاب کس ندّرد اعتبار پوچ
از یک حباب قالب دریای من تهیست
99
تاکی فروشم از عرق شرم جام عذر
چشمش خمار دارد و مینای منتهیست
1010
بیدل سرمحیط سلامت چه موج وکف
تا او بجاست جای تو و جایمنتهیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

