غزل شمارهٔ 299

Toggle stanza 1
چیست این باغ و این شکفتن‌ها
1

چیست این باغ و این شکفتن‌ها

سرآبی و سیر روغن‌ها

2

موج رم می‌زند چه کوه و چه دشت

چین گرفته‌ست طرف دامن‌ها

3

نرهید از امل تجرد هم

رشته دارد قفای سوزن‌ها

4

شب ما را چراغ فرصت کو

خانه‌روشن‌کن است روزن‌ها

5

اعتبار زمانه بیکاری‌ست

قطره گوهر شد از فسردن‌ها

6

کو فضایی که واکنیم پری

رفت پرواز با نشیمن‌ها

7

خاک گردم ره طلب بندم

سرمه بالم به کام شیون‌ها

8

فکر خود بی‌دماغی هوس است

سرگران شد خمید گردن‌ها

9

حیف نشکافتیم پردهٔ دل

دانه بوده‌ست مهر خرمن‌ها

10

یارب از سعی بی‌اثر تا چند

آب کوبد کسی به هاون‌ها

11

گر ننالم کجا روم بیدل

شش جهت بی‌کسی و من تنها

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور