غزل شمارهٔ 2110
شاعر: بیدل دهلوی
Toggle stanza 1صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
11
صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم
اینقدر یاد که کردهست فراموش خودم
22
ذوق آرایشم از وضع سلامت دور است
چون صدف خسته دل از فکر دُر گوش خودم
33
حیرت از لذت دیدار توام غافل کرد
چشمهٔ آینهام بیخبر از جوش خودم
44
انتظار هوس گردن خوبان تا چند
کاش صبحی دمد از موی بناگوش خودم
55
پرفشان است نفس لیک زخود رستنکو
با همه شور جنون در قفس هوش خودم
66
شمع تصویر من از داغ هم افسردهتر است
اینقدر سوختهٔ آتش خاموش خودم
77
نقد کیفیتم از میکدهٔ یکتاییست
میکشم جرعه ز دست تو و مدهوش خودم
88
عضو عضوم چمنآرای پر طاووس است
به خیال تو هزار آینه آغوش خودم
99
بار دلها نیام از فیض ضعیفی بیدل
همچو تمثالکشد آینه بر دوش خودم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

