غزل شمارهٔ 388
Toggle stanza 1از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
11
از خامشی مپرس و زگفتار عندلیب
صد غنچه وگل است به منقار عندلیب
22
دارم دلی به سینه ز داغ خیال دوست
طراح آشیانهٔ گلزار عندلیب
33
نامحرمیکه از ادب عشق غافل است
دارد اهانت گل از انکسار عندلیب
44
بییار جای یار نشان قیامت است
با باغ در خزان نفتد کار عندلیب
55
دردسر تظلم الفت کجا برد
گر زبر بال هم ندهد بار عندلیب
66
از دورباش غیرت خوبان حذرکنید
گل خارها نشانده به آزار عندلیب
77
آیین دلبری به چه رنگش نشان دهند
شاخگلیکه نیست قفسوار عندلیب
88
بویگلم برون چمن داغ میکند
از نالههای در پس دیوار عندلیب
99
من نیز بیهوس نیام اما نداد عشق
پروانه را دماغ سر وکار عندلیب
1010
شاید نصیب دردی از اهل وفا برم
بستم دل دو نیم بهمنقار عندلیب
1111
بالین خوابگل همه رنگ شکسته بود
آه از ندامت پر بیکار عندلیب
1212
بیدل بهار عشرت عشاق ناله است
امسال نیز میگذرد پار عندلیب
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

