Toggle stanza 1
غم‌، طر‌ب جوش‌کرده است مرا
1
غم‌، طر‌ب جوش‌کرده است مرا
داغ‌، گل‌پوش کرده است مرا
2
زعفران زار رفتن رنگم
خنده بیهوش‌کرده است مرا
3
حسرت لعل یار میکده‌ای‌ست
که قدح نوش‌کرده است مرا
4
آنکه‌خود را به برنمی‌گیرد
صید آغوش‌کرده است مرا
5
یک نفس بار زندگی چوحباب
آبله دوش‌کرده است مرا
6
ناتوانم چنانکه پیکر خم
حلقه درگوش‌کرده است مرا
7
ازکه نالد سپند سوخته‌م
ناله خاموش کرده است مرا
8
بخت ناساز دور از آن بر و دوش
بی‌بر و دوش کرده است مرا
9
بیدل ازیاد خویش هم رفتم
که فراموش‌کرده است مرا؟

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور