غزل شمارهٔ 239

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما
1
گر به‌این وحشت‌دهدگرد جنون‌سامان ما
تا سحرگشتن‌گریبان می‌درد عریان ما
2
فیض‌ها می‌جوشد از خاک بهار بیخودی
صبح‌فرش است ازشکست رنگ در بستان‌ما
3
در تماشایت به رنگ شمع هرجا می‌رویم
دیدهٔ ما یک‌قدم پیش است از مژگان ما
4
محوگردیدن علاج اضطراب دل نکرد
ازتحیر سر به سر یک موج شد توفان ما
5
از شهادت انتظاران بساط حیرتیم
زخمها واماندن چشم است در میدان ما
6
منزل مقصود گام اول افتادگی‌ست
همچواشک ای‌کاش لغزیدن‌شود جولان ما
7
دور جامی زین چمن چون‌گل نصیب ما نشد
رنگ ناگردیده‌، آخر می‌شود دوران ما
8
سوخت پیش از ما درین محفل چراغ انتظار
دیدهٔ یعقوب نایاب است درکنعان ما
9
مطرب ساز تظلم پرده‌دار خوی‌کیست
شعله می‌پوشد جهان از نالهٔ عریان ما
10
هستی موهوم غیر از نفی اثباتی نداشت
رفتن ماگرد پیداکرد از دامان ما
11
چشم تابرهم زنم اشکی به‌خون غلتیده است
بسمل ایجاد است بیدل جنبش مژگان ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گنج عشق تو نهان شد در دل ویران ما

می زند زان شعله دایم آتشی در جان ما

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 22

از پی شمس حق و دین دیده گریان ما

از پی آن آفتابست اشک چون باران ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 148

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

بی سر و سامانی عشقش بود سامان ما

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 150

تا شد از صدق طلب چون صبح، روشن جان ما

از تنور سرد، آید گرم بیرون نان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 289

فارغ است از سیر گل مجنون سرگردان ما

نقش پای ناقه لیلی است گلریزان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 290

سرخ رو می گردد از ریزش کف احسان ما

چون خزان در برگریزان است گلریزان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 291

خنده ها بر شمع دارد دیده گریان ما

مو نمی گنجد میان گریه و مژگان ما

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 292

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحرا گل دامان ما

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 238

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور