غزل شمارهٔ 1617
Toggle stanza 1بنای حرص به معراج مدعا نرسید
11
بنای حرص به معراج مدعا نرسید
گذشت از فلک اما به پشت پا نرسید
22
دماغ جاه بهکیفیت حضور نساخت
به سربلندی این بامها هوا نرسید
33
نفس به فهم پیام ازل نکرد وفا
رسیده بود می اما دماغها نرسید
44
ندامت است چمنساز نوبهار امید
چه رنگ بست به دستیکه این حنا نرسید
55
شکست چینی دل بر فلک رساند ترنگ
ولی چه سود به گوش من این صدا نرسید
66
ادبپرستی ازین بیشتر چه میباشد
دچار او نشد آیینه تا به ما نرسید
77
غرض رساندن پیغام نارسایی بود
رسید قاصد ما هرکجا دعا نرسید
88
چو یاس مرجع امید نارسایانیم
به ما رسید تلاشیکه هیچ جا نرسید
99
مرا زغیرت تحقیق رشک میآید
به فطرتیکه به هرکس رسید وانرسید
1010
ز صبح هستی ما شبنمی بهار نکرد
به خنده رفت گل و نوبت حیا نرسید
1111
بساط علم گروتازی دلایل داشت
خدنگ کس به نشان تا نشد خطا نرسید
1212
زکارگاه تجدد عیان نشد بیدل
جز ایبقدرکهکس اینجا به انتها نرسید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

