غزل شمارهٔ 220
Toggle stanza 1عمریستگردگردش رنگ خودیم ما
11
عمریستگردگردش رنگ خودیم ما
چون آسیا فلاخن سنگ خودیم ما
22
دریاد زندگی به عدم ناز کنیم
رنگ حنای رفته زچنگ خودیم ما
33
فرصتکجاست تا به تظلم جنونکنیم
دنبالهای زگرد ترنگ خودیم ما
44
فکر و وقار و خفتکس در خیالکیست
کم نیستگرترازوی سنگ خودیم ما
55
کو دور آسمان وکجا گردش زمان
سرگشتههای عالم بنگ خودیم ما
66
از همگذشته است پیکاروان عمر
واماندهٔ شتاب و درنگ خودیم ما
77
نخجیرگاه عجز رهاییکمند نیست
هم خود ز رنگ جسته پلنگ خودیم ما
88
ای شمع، عافیتکده، تسلیم نیستیست
کشتینشینکام نهنگ خودیم ما
99
رسواییی به فطرت ناقص نمیرسد
مجنون قبا ز جامهٔ تنگ خودیم ما
1010
از صنعت مصوررنگ حنا مپرس
دلدارگل به دست فرنگ خودیم ما
1111
کس محرم ادبگه ناموس دل مباد
جایی رسیدهایمکه ننگ خودیم ما
1212
تا زندهایم تاب وتب از ما نمیرود
بیدل به دل خلیده خدنگ خودیم ما

