غزل شمارهٔ 2689

Toggle stanza 1
عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری
1

عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری

خامه‌ها در مشق لغزش‌گم شد از بی‌مسطری

2

فرصت جمعیت دل نوبهار مدعاست

غنچه خسبی‌ها مقدم گیر بر گل بستری

3

گفتگو بنیاد تمکینت به توفان می‌دهد

گر همه‌کهسار باشی زین صداها می‌پری

4

بی‌محابا دم مزن‌ گر پاس دل می‌بایدت

با نفس دارد حباب آیینهٔ میناگری

5

ریزش اشکی چو شمعت خضر مقصدکرده‌اند

کاش با این لغزش از استادگی‌ها بگذری

6

ربشه برگردون دوانیدیم و عجز ما بجاست

سعی بالیدن نبرد از پهلوی ما لاغری

7

در پی ما انفعال سرنوشت افتاده است

نامهٔ ما را مپیچان خط ما دارد تری

8

زین اثرها کز سعادت خفته در بال هما

بر پر طاووس بایستی دکان مشتری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

جان شیرین منی، ای از لطافت چون پری

گر پری جان است، تو از جان شیرین خوشتری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1842

یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت

کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 9

در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری

مه دگر ننمود رخ زین پرده نیلوفری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 931

در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری

لیک این سودا غریب آمد به عالم نادری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2784

تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری

جان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2797

بی‌گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری

آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2799

چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد

داد او را تاج و تخت و ملک عالم بر سری

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 182

ای پدیدار آمده همچون پری با دلبری

هر که دید او مر ترا با طبع شد از دل بری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 181 - در مدح تاج‌الدین ابوالفتح اصفهانی

ای دل ار خواهی که یابی رستگاری آن سری

چون نسازی فقر را نعل از کلاه سروری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 184

ای سنایی بی کله شو گرت باید سروری

زانک نزد بخردان تا با کلاهی بی سری

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 185 - این قصیدهٔ غرا از زادهٔ سرخس است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور