غزل شمارهٔ 2487
Toggle stanza 1بیا ایگرد راهت خرمن حسن
11
بیا ایگرد راهت خرمن حسن
به چشم ما بیفشان دامن حسن
22
سحرپردازی خط عرض شامی است
حذر کن از ورق گرداندن حسن
33
به چشمم از خطت عالم سیاه است
قیامت داشت گرد رفتن حسن
44
چو خط پروانهٔ حیرت مآلیم
پر ما ریخت در پیراهن حسن
55
ز سیر بیخودی غافل مباشید
شکست رنگ داردگلشن حسن
66
نه ای خفاش با مهرت چه کین است
بجز کوری چه دارد دشمن حسن
77
تعلقهای ما با عالم رنگ
ندارد جز دلیل روشن حسن
88
گشاد غنچه آغوش بهار است
مپرس از دست عشق و دامن حسن
99
نه عشقی بود و نی عاشق نه معشوق
چهها گل کرد از گل کردن حسن
1010
شکست رنگ ما نازی دگر داشت
ندیدی آستین مالیدن حسن
1111
ز دل تا دیده توفانگاه نازست
تحیر از که پرسد مسکن حسن
1212
نگه سوز است برق بی نقابی
که دید از حسن جز نادیدن حسن
1313
غبارم پیش از آن کز جا برد باد
عبیری بود در پیراهن حسن
1414
رگگل مرکز رنگ است بیدل
نظرکن خون من درگردن حسن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

