غزل شمارهٔ 1153
Toggle stanza 1بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
11
بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
ما خود نمیرسیم مگرعجزما رسد
22
هر شیوهای کمینگر ایجاد رتبهایست
شکل غبار ناشدهکی بر هوا رسد
33
فهم شباب قابل تحقیق ضعف نیست
پیریست فطرتیکه به قد دوتا رسد
44
ما را چو شمع کشته اگر اوج بینش است
کم نیست ا-بنکه سعی نگه تا به پا رسد
55
در وادیی که منزل و ره جمله رفتنیست
اندیشه رفته است ز خود تا کجا رسد
66
آیینه را به قسمت حیرت قناعتیست
زین جوش خون بس است که رنگی به ما رسد
77
تا گرد ما و من به هوا نیست پر فشان
بیدل به کنه ذره رسیدن کرا رسد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

