Toggle stanza 1
چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید
1

چه شدکه قاصد امید لنگ برگردید

زمان وصل قریب است رنگ برگردید

2

به عرصه‌ای ‌که نشان یقین بود منظور

نشاید از سرکیش خدنگ برگرذید

3

به پاس غیرت مردی اگر نظر باشد

به فتح هم نتوان بعد جنگ برگردید

4

به قتل من چقدر سعی داشت مژگانش

که آخر این دم تیغ فرنگ برگردید

5

نگاهش ازکجک سرمه بس{‌جنونی نیست

زه عزم فتنه دم این پلنگ برگردید

6

حذر ز عبرت‌ کار جهان‌ که خلق آنجا

به باغ رفت و زکام نهنگ برگردید

7

کمین تیغ اجل فرصتی نمی‌خواهد

محرف است زمانی‌ که رنگ برگردید

8

تنزه از هوس جسم باکدورت ساخت

عنان جهد صفاها به زنگ برگردید

9

وداع الفت این باغ‌کن‌که رنگ بهار

ز بس فضای طرب دید تنگ برگردید

10

گذشته‌ام به شتابی ز خود که نتوانم

به صد هزار قیامت درنگ برگردید

11

به خواب راحت‌کهسار پا زدی بیدل

که از صدای تو پهلوی سنگ برگردید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور