Toggle stanza 1
به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم
1

به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم

که گردانید یارب اینقدر گرد سر عشقم

2

سیاهی می‌کنم اما برون از رنگ پیدایی

غبار عالم رازم سواد کشور عشقم

3

نه دنیا عبرت آموزم نه عقبا حسرت اندوزم

به هیچ آتش نمی‌سوزم سپند مجمر عشقم

4

به صیقل‌کم نمی‌گردد غرور زنگ خودبینی

مگر آیینه بر سنگی زند روشنگر عشقم

5

عنان بگسست عمر و من همان خاک درش ماندم

نشد این بادبان آخر حریف لنگر عشقم

6

غمم‌، دردم‌، سرشکم‌، ناله‌ام‌، خون دلم‌، داغم

نمی‌دانم عرض ‌گل ‌کرده‌ام یا جوهر عشقم

7

گهی‌صلحم ،‌گهی‌جنگم‌،‌گهی‌مینا ،‌گهی‌سنگم

دو عالم‌گردش رنگم جنون ساغر عشقم

8

چو شمع از گردنم حق وفا ساقط نمی‌گردد

در آتش هم عرق دارم، خجالت‌پرور عشقم

9

نی‌ام نومید اگر روزی‌دو احرام هوس دارم

که من چون داغ، هرجا حلقه ‌گشتم، بر در عشقم

10

نه فخر کعبه دلخواهم، نه ننگ دیر اکراهم

سر تسلیم و فَرَّش هرچه خواهی چاکر عشقم

11

ندارد موی مجنون شانه‌ای غیر از پریشانی

چه امکان است بیدل جمع‌ گردم؟ دفتر عشقم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور