Toggle stanza 1
ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک
1

ای مژدهٔ دیدار تو چون عید مبارک

فردوس به چشمی‌ که ترا دید مبارک

2

جان دادم و خاک سرکوی تو نگشتم

بخت اینقدر از من نپسندید مبارک

3

در نرد وفا برد همین باختنی بود

منحوس حریفی‌که نفهمید مبارک

4

هر سایه‌که‌گم‌گشت رساندند به نورش

گردیدن رنگی که نگردید مبارک

5

ای بیخردان غرهٔ اقبال مباشید

دولت نبود بر همه جاوید مبارک

6

صبح طرب باغ محبت دم تیغ است

بسم‌الله اگر زخم توان چید مبارک

7

ژولیدگی موی سرم چتر فراغیست

مجنون مرا سایه این بید مبارک

8

بربام هلال ابروی من قبله‌نما شد

کز هر طرف آمد خبر عید مبارک

9

دل قانع شوقیست به هر رنگ‌که باشد

داغ تو به ما، جام به جمشید مبارک

10

در عشق یکی بود غم و شادی بیدل

بگریست سعادت شد و خندید مبارک

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور