غزل شمارهٔ 725

Toggle stanza 1
موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست
1

موج جنون می‌زند، اشک پریشان ‌کیست

ناله به دل می‌خلد بسمل مژگان ‌کیست

2

پای روان وداع‌، راه به ‌کوی ‌که برد

دست به دل بسته‌ام‌، محرم دامان ‌کیست

3

یاد خرام توام‌، می‌برد از خویشتن

قامت برجسته‌ات‌، مصرع دیوان کیست

4

دیده‌گر از جلوه‌ات میکدهٔ ناز نیست

اشک چکیدن خرام لغزش مستان‌ کیست

5

سرمه ز خاکم برد چشم غزالان ناز

بخت سیه بر سرم سایهٔ مژگان ‌کیست

6

لخت دلی در نظر این همه چاک جگر

حیرتم آیینه‌گر شانه‌ گریبان‌ کیست

7

قطرهٔ ما چون حباب‌، سینهٔ دریا شکافت

همت پرواز ما خندهٔ توفان کیست

8

گرنه تپشهای دل فال جنون می‌زند

شعله نقاب اینقدر نالهٔ عریان کیست

9

رشتهٔ امواج را، عقده نگردد حباب

آبله در راه شوق مانع جولان‌ کیست

10

غیر محبت دگر دین چه و آیین ‌کدام

امت پروانه باش سوختن ایمان کیست

11

بیدل ازین مایده دست هوس شسته‌ایم

پهلوی دل خورده را آرزوی نان کیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور