Toggle stanza 1
جملهٔ مردان ز خود فانی شدند
1

جملهٔ مردان ز خود فانی شدند

در بقای حق به حق باقی شدند

2

گرتو مرد راه عشقی راه رو

همچو مردان از دل آگاه رو

3

جملهٔ مردان ز خود بیرون شدند

در ره عشاق غرق خون شدند

4

جسم و جان و تن همه در باختند

تا کمال راه حق بشناختند

5

هستی خود را زره برداشتند

نیستی را اندرین ره داشتند

6

مال و ملک و آب و جاه این جهان

جمله را انداخته پیش خسان

7

زهد را و علم و قیل و قال را

وسوسه بوده همه این حال را

8

صورت خود را به کل کردن خراب

این جهان در پیش ایشان چون سراب

9

دیده را از غیر حق بردوختند

غیر حق را اندر این ره سوختند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور