بخش 73 - در بیان آن کس که دوستی را نشاید

Toggle stanza 1
دوست گر باشد زیانکار ای پسر
1

دوست گر باشد زیانکار ای پسر

رو طمع زان دوست بردار ای پسر

2

هر که می‌گوید بدی های تو فاش

دوست مشمارش بدو همدم مباش

3

دوستی هرگز مکن با باده‌خوار

از چنان کس خویشتن را دور دار

4

منعمی گر می‌کند منع زکات

دور از وی باش تا داری حیات

5

ای پسر از سودخواران دور باش

خصم ایشان شد خدای نور پاش

6

دورشو زان کس که خواهد از تو سود

گر سر خود بر قدمهای تو سود

7

آنکه از مردم همی گیرد ربا

زینهار او را نگویی مرحبا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور