بخش 6 - در بیان فواید خاموشی
Toggle stanza 1ای برادر گر تو هستی حقطلب
11
ای برادر گر تو هستی حقطلب
جز بفرمان خدا مگشای لب
22
گر خبر داری ز حی لایموت
بر دهان خود بنه مهر سکوت
33
ای پسر پند و نصیحت گوش کن
گر نجاتی بایدت، خاموش کن
44
هر کهرا گفتار بسیارش بود
دل درون سینه بیمارش بود
55
عاقلان را پیشه خاموشی بود
پیشهٔ جاهل فراموشی بود
66
خامشی از کذب و غیبت واجب است
ابلهست آن کاو بگفتن راغب است
77
ای برادر جز ثنای حق مگو
قول حق را از برای دق مگو
88
هر که در بند عبارت میشود
هرچه دارد جمله غارت میشود
99
دل ز پر گفتن بمیرد در بدن
گرچه گفتارش بود اندر عدن
1010
وانکه سعی اندر فصاحت میکند
چهرهٔ دل را جراحت میکند
1111
رو زبان را در دهان محبوس دار
وز خلایق خویش را مأیوس دار
1212
هر که او بر عیب خود بینا شود
روح او را قوّتی پیدا شود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

