بخش 43 - در بیان آن که از دو کس احتراز می‌‬باید کرد

Toggle stanza 1
از دو کس پرهیز کن ای هوشیار
1

از دو کس پرهیز کن ای هوشیار

تا نبینی نکبتی در روزگار

2

اول از دشمن که او استیزه روست

وانگهی از صحبت نادانِ دوست

3

خویش را از نزد دشمن دور دار

یار نادان را ز خود مهجور دار

4

ای پسر کم گوی با مردم درشت

ور بگویی از تو گردانند پشت

5

بهترین خُلق می‌دانی که‌راست؟

آنکه داد انصاف و انصافش نخواست

6

چون حدیث خوب گویی با فقیر

به بود زآنَش که پوشانی حریر

7

خشم خوردن پیشهٔ هر سرور است

تلخ باشد؛ از شکر شیرین‌تر است

8

هر که با مردم نسازد درجهان

زندگانی تلخ دارد بی گمان

9

آنکه شوخ است و ندارد شرم نیز

دان که ناپاک‌زاده است ای عزیز

10

از ملامت تا بمانی در امان

باش دایم همنشین صالحان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور