بخش 21 - رسیدن سالك با پرده اول

Toggle stanza 1
میبرید او راه خود در پرده باز
1

میبرید او راه خود در پرده باز

تا مگر پیدا شود در پرده راز

2

اولین پرده ز نور تاب دید

چون نظر کرد اندران پرتاب دید

3

بود نوری شعله زن در پرده در

گر نبینی آن تو باشی پرده در

4

بود نوری سبز با او تاب دار

در صفت مانند حوضی آب دار

5

گفت ای استاد ای تو پرده در

چیست با من تو بیان کن این خبر

6

گفت ای مسکین مترس و اندر آی

تا ترا بر فرق افتد نور ورای

7

چند ترسان باشی و بیخود شوی

نیک میبین تا نباشی در بدی

8

خود مبین تا این همه کم گرددت

قطره دریا بهم کم گرددت

9

در سلوک آتش طبعی ممان

سرّ ما را هم ز ما تو بازدان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور