بخش 4 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1آن یکی درخواند مجنون را ز راه
11
آن یکی درخواند مجنون را ز راه
گفت اگر خواهی تو لیلی را بخواه
22
گفت هرگز مینباید زن مرا
بس بود این زاری و شیون مرا
33
گفت او را چون نمیخواهی برت
این همه سودا برون کن از سرت
44
یاد خوشتر گفت از لیلی مرا
سرکشی او را و واویلی مرا
55
مغز عشق عاشقان یادی بود
هرچه بگذشتی ازین بادی بود
66
من نیم زان عاشقی شهوت پرست
تا کنم خالی زیاد دوست دست
77
تاکه باشد یاد غیری در حساب
ذکر مولی باشد از تو در حجاب
88
چون همه یاد تو از مولی بود
همچو مجنونت همه لیلی بود
آڈیو
اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

