بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1داد محمود آن یکی را مال خویش
11
داد محمود آن یکی را مال خویش
کرد او را سرور عمال خویش
22
رفت مرد و مال او جمله بخورد
بعد از آن در گوشهٔ بنشست فرد
33
شاه چون از کار او آگاه شد
گفت تا برخاست پیش شاه شد
44
شاه گفت ای بی خبر از حال من
از چه خوردی تو پلید این مال من
55
گفت بر پشتی آن خوردم که شاه
مال دارد بی قیاس اینجایگاه
66
من ندارم هیچ تو داری بسی
نیستی چون من تو محتاج کسی
77
چون بدان محتاج بودم خورده شد
کار بر پشتی فضلت کرده شد
88
گر ببخشی میتوانی من کیم
ور بگیری هم تو دانی من کیم
99
شاه را دل خوش شد از گفتار او
عفو کرد ودر گذشت از کار او
1010
حجت دین گر سجل میبایدت
رحمتی دایم ز دل میبایدت
1111
کم نهٔ آخر ز فرعون لعین
رحمتش بر زیردستان می ببین
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

