بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1کردروزی چند سارخگی قرار
11
کردروزی چند سارخگی قرار
بر درختی بس قوی یعنی چنار
22
چون سفر را کرد آخر کار راست
از چنار کوه پیکر عذر خواست
33
گفت زحمت دادمت بسیار من
زحمتی ندهم دگر این بار من
44
مهر برداشت از زفان حالی چنار
گفت خود را بیش ازین رنجه مدار
55
فارغم از آمدن وز رفتنت
نیست جز بیهوده درهم گفتنت
66
زانکه گرچون تو درآید صد هزار
یک دمم با آن نباشد هیچ کار
77
خواه بامن صبر کن خواهی مکن
تو که باشی تا ز من گوئی سخن
88
لیک اگر از عجز آئی پیش در
زانچه میجوئی بیابی بیشتر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

