بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1برفتاد از جان خرقانی نقاب
11
برفتاد از جان خرقانی نقاب
دید آن شب حق تعالی را بخواب
22
گفت الهی روز و شب در کل حال
جستمت پیدا و پنهان شصت سال
33
بر امیدت ره بسی پیموده ام
طالب تو بوده ام تا بوده ام
44
از وجود من رهائی ده مرا
نور صبح آشنائی ده مرا
55
حق تعالی گفت ای خرقانیم
گر بسالی شصت تو میدانیم
66
یا بسالی شصت چه روز و چه شب
کردهٔ بر جهد خود ما را طلب
77
من در آزال الازال بی علتیت
کرده ام تقدیر صاحب دولتیت
88
هم در آزال الازل هم در قدم
در طلب بودم ترا تو در عدم
99
بوده ام خواهان تو بیش از تو من
در طلب بودم ترا پیش از تو من
1010
این طلب کامروز از جان توخاست
نیست هیچ آن تو جمله آن ماست
1111
گر طلب ازما نبودی از نخست
کی ز تو هرگز طلب گشتی درست
1212
چون کشنده هم نهنده یافتی
خویش را بیخویش زنده یافتی
1313
لاجرم جاوید شمع دین شدی
در امانت مرد عالم بین شدی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

