بخش 4 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1جاهلی میگفت احنف را متاب
11
جاهلی میگفت احنف را متاب
گر یکی گوئی تو ده گویم جواب
22
احنفش گفتا تو گر گوئی دهم
من یکی باتو نگویم این بهم
33
خلق نبود این که تا یابی خبر
از فروتر کس شوی زیر و زبر
44
چون حقارت بر نتابی از حقیر
چون کشی پس کبریای آن کبیر
55
خلق چیست ز خلق خون نوشیدن است
باز ناپوشیدن و کوشیدن است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

