بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1بود آن دیوانهٔ از عشق مست
11
بود آن دیوانهٔ از عشق مست
کرد بر بالای خاکستر نشست
22
هر زمانی باز میخندید خوش
استخوانی باز میرندید خوش
33
سایلی گفتش که هین برگوی حال
گفت درخون گشته ام هفتاد سال
44
تا مرا بر روی خاکستر نشاند
چون سگم با استخوان بر در نشاند
55
گرچه چون سگ نیست ره سوی ویم
خوشدلم چون هم سگ کوی ویم
66
یک اضافت گر ازو حاصل کنی
جان خود را تا ابد کامل کنی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

