بخش 13 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1این سخن نقلست از نوشین روان
11
این سخن نقلست از نوشین روان
گفت اگر خواهی که رازت در جهان
22
دشمنت نشناسد از زشتی که اوست
تو به نیکوئی مگو در پیش دوست
33
گر درین پرده نگهداری نفس
هم نفس باشی و گرنه هیچکس
44
صبح اگر کشتی نفس را در دهان
کی رسیدی این بشولش در جهان
55
تا زفان سرخ دارد ساکنی
تو به سرسبزی نشسته ایمنی
66
چون زفان جنبان شود کام سیاه
برتو سر سبزی کند حالی تباه
77
هیچ عضوی بنده را روز شمار
مهر نکند جز دهن را کردگار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

