بخش 24 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1بوسعید مهنه با مردان راه
11
بوسعید مهنه با مردان راه
بود روزی در میان خانقاه
22
مستی آمد اشک ریزان بیقرار
تا در آن خانقاه آشفته وار
33
پرده از ناسازگاری باز کرد
گریه و بد مستئی آغاز کرد
44
شیخ کو را دید آمد در برش
ایستاد از روی شفقت بر سرش
55
گفت هان ای مست اینجا کم ستیز
از چه میباشی بمن ده دست خیز
66
مست گفت ای حق تعالی یار تو
نیست شیخا دست گیری کار تو
77
تو سر خود گیر و رفتی مردوار
سر فرو رفته مرا با او گذار
88
گر ز هر کس دستگیری آیدی
مور در صدر امیری آیدی
99
دستگیری نیست کار تو برو
نیستم من در شمار تو برو
1010
شیخ درخاک اوفتاد از درد او
سرخ گشت از اشک روی زرد او
1111
ای همه تو ناگزیر من تو باش
اوفتادم دستگیر من تو باش
1212
ای جهانی خلق مور خاکیت
پاک دامن کن مرا از پاکیت
1313
برامیدی آمد این درویش تو
چون بنومیدی رود از پیش تو
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

