بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1آن یکی پرسید از مجنون مگر
11
آن یکی پرسید از مجنون مگر
کز سخنها تو چه داری دوستر
22
گفت من لا دوستر دارم مدام
تاکه جان دارم مرا لا می تمام
33
گفت تا باشد نعم ای بیخبر
لا تو از بهر چه داری دوستر
44
گفت وقتی کردم از لیلی سؤال
کای رخت خورشید را داده زوال
55
دوستم داری چنین گفتا که لا
میکشم بر پشتی آن لا بلا
66
از زفانش تا که لا بشنوده ام
از دل و جان عاشق لا بوده ام
77
نیست لایق لاجرم اصلا مرا
یک سخن لا واللّه الا لا مرا
88
عشق را جانی بباید آتشین
دوزخی با آتش او همنشین
99
تا دل عشاق افروزنده شد
از تف آتش چنین سوزنده شد
1010
آتش از عشقست در سوز آمده
گرم در عشق دلفروز آمده
1111
جملهٔ ذرات پیدا ونهان
نقطهٔ عشقست در هر دوجهان
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

