بخش 2 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1چون سکندر با حکیم و با خفیر
11
چون سکندر با حکیم و با خفیر
ماند اندر غار تاریکی اسیر
22
هیچکس البته ره نشناخت باز
جمله درماندند و شد کاری دراز
33
متفق گشتند آخر سر بسر
تا خری در پیش باشد راهبر
44
پیش در کردند خر تا راه برد
جمله را زآنجا به لشگرگاه برد
55
ای عجب ایشان حیکمان جهان
با خبر از سر پیدا و نهان
66
در چنان ره راهبرشان شد خری
تا به حکمت لاف نزند دیگری
77
چون نمود آن قوم را اسرار خویش
گفت ای بی حاصلان کار خویش
88
گرچه هر یک مرد پیش اندیش بود
از شما باری خری در پیش بود
99
چون خری از عاقلان افزون بود
دیگران را کاردانی چون بود
1010
عقل اگر جاهل بود جانت برد
ور تکبر آرد ایمانت برد
1111
عقل آن بهتر که فرمان بر شود
ورنه گر کامل شود کافر شود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

