بخش 13 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1داشتی در راه ایاز سیمبر
11
داشتی در راه ایاز سیمبر
خانهٔ هر روز بگشادیش در
22
در درون خانه رفتی او پگاه
پس از انجا آمدی نزدیک شاه
33
این سخن گفتند پیش شهریار
شهریار آنجایگه شد بی قرار
44
خواست تا معلوم گرداند تمام
تادر آن خانه چه دارد آن غلام
55
آمد و آن خانه رادر کرد باز
پوستینی دید شاه سر فراز
66
حال آن حالی بپرسید از ایاس
گفت ای خسرو از اینم خودشناس
77
روز اول چون گشاد این در مرا
بوده است این پوستین در بر مرا
88
روز اول کاین غلامت بنده بود
در برش این پوستین ژنده بود
99
باز چون امروز چندین قدر یافت
نه زخود کزشاه عالی صدر یافت
1010
چون به بینم پوستین خود پگاه
بعد از آن آیم بخدمت پیش شاه
1111
تا فراموشم نگردد کار خویش
پای بیرون ننهم از مقدار خویش
1212
کآنکه پای از حد خود بیرون نهد
پای بر گیرد ز جان در خون نهد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

