بخش 7 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1کافری پیش خلیل آمد فراز
11
کافری پیش خلیل آمد فراز
گفت نانی ده بدین صاحب نیاز
22
گفت اگر مؤمن شوی وآئی براه
هرچه دل میخواهدت از من بخواه
33
این سخن کافر چو بشنود از خلیل
درگذشت اوحالی آمد جبرئیل
44
گفت حق میگوید این کافر مدام
از کجا میخورد تا اکنون طعام
55
او که چندین گاه نان مییافتست
ازخداوند جهان مییافتست
66
این زمان کو از درت نان خواه شد
تن زدی تا گرسنه در راه شد
77
چون توئی دایم خلیل کردگار
باخلیل خویش شو در جود یار
88
چون تو فارغ از بخیلی آمدی
جود کن چون در خلیلی آمدی
99
یا رب این انعام و بخشایش نگر
عین آرایش برآلایش نگر
1010
با چنین فضلی ترا در پیشگاه
کی توان ترسید از بیم گناه
1111
زآنکه آن دریا چو در جوش آیدت
نیک و بد جمله فراموش آیدت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

