Toggle stanza 1
ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه
1

ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه

بی پشتی تو مه ننهد روی به راه

2

از روی توآفتاب را پشت شکست

وز روی تو پشتِ دست میخاید ماه

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

با اشک خونین دور از تو ای ماه

«بثی و حزنی اشکوا الی الله »

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 420

ای کان العباد ما اهواه

ما یذکرنا فکیف ما ینساه

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1598

تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه

سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1618

در راه یگانگی چه طاعت چه گناه

در کوی خرابات چه درویش چه شاه

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1623

گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه

امشب بر من قنق شو ای روت چو ماه

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1639

من میگویم که گشت بیگاه ایماه

میگوید ماه ناگهانی بیگاه

رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1644

نه سرو توان گفت و نه خورشید و نه ماه

آه از تو که در وصف نمی‌آیی آه

سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 126

گر بدگویی ترا بدی گفت ای ماه

هرگز نشود بر تو دل بنده تباه

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 355

از بهر یکی بوس به دو ماه ای ماه

داری سه چهار پنج ماهم گمراه

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 356

با من ز دریچه‌ای مشبک دلخواه

از لطف سخن گفت و من استاده به راه

سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 357

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور